بچه دانشجو
![]()
![]()
بچه دانشجو![]()
![]()
![]()
برایم زندگی سخت است
در این ویرانه آباد
که من تنهای تنهایم
به دنبال خیال و آرزوهایم
در اینجا بوته ها هستند ،ابر و باران هم
همه سبزی و سرسبزی است
ولی ویرانه سختی است
که آدمها نه آدمهای دیروزند
یر آنها زندگی یک دود سیگار است
تمام ارزش آنها
تمام محتوای مغز آنها تنها یک دود سیگار است
![]()
![]()
![]()
برایم زندگی سخت است در این ویرانه آباد
به ظاهر بچه دانشجوی هستم
به دنبال کلاس و درس و استاد
ولی استادها حتی نه استادان دیروزند
نه آن شور است و آن شیدا
نه آن عشق است و آن دنیا
همه دنبال دنیایند ، دنیا
زمین و آسمان ، تنها چرخش ایام
نه از دیروز میفهمند و فردا
فقط امروز ، پول و خانه و ماشین
مقام و منصب و پست ریاست
کسی را من نمی بینم بگوید
که از خاکیم و برخاکیم و در خاک
من و تو خاک خاکیم ای خردمند
خرد تنها حریف خاک گشتن
![]()
![]()
![]()
برایم زندگی سخت است
در این ویرانه آباد
باز هم جنگ
نبردی سخت با خیل جهالت
در این پس کوچه های تیره روشن
چه سنگین است هجمه ناسازگاری
من از منت کشیها سخت بیزارم
از آنرو میفشانم جان شیرین
به پای کمترین آزادگیها
ولی آزادگی را بند کردند
به پای پول نااهلان دنیا
اگر پول از کف نامرد گیرند
سر آزاده گی از سر بگیرند
چقدر این آرزو زیباست اما
افسوس
تمام آرزوها آرزویند
مثال بوسه بر چشمان آهو
درون گله ای در قلب صحرا
بدون اضطراب از تیر صیاد
که شاید یک شبی در خواب بینیم
ولی در روزو بیداری نبینیم
![]()
![]()
![]()
برایم زندگی سخت است
به ظاهر بچه دانشجوی هستم
در این ویرانه آباد
در اینجا که کلید ما فقط پول است
کسی احوال ما را هم نمی پرسد
نمی پرسد که در اوج جوانی
چرا موی سر و صورت سفیدند ؟!!
همه سرگرم سرگرمی خویشند
همانطوری که من هم تماما گرم سرگرمی خویشم
![]()
![]()
![]()
اگرچه مشکلاتم بیشمارند
و من غمگین و بی یار و غریبم
در این شهر به ظاهر سبز و آباد
من آن بشکسته شاخ و برگ ریزم
و چشمانم نمی بیند مگر آواره گیم
ولی در قعر این آوارگیها
من از پرواز هرگز پر نبندم
مگر روزی که شاهین صبورم
نشیند بر فراز آرزوها ......
26/1/1386
سالن مطالعه خوابگاه - کنبد کاووس