آرام باش
آرام باش
لااقل با دیدن عکسم کمی آرام باش
یک کمی فارغ ازین گنجینه آلام باش
اندکی بر چشم پر عشقم نگاه خویش دوز
محو این معنای چون خورشید و بی ایهام باش
بشکن آن افسردگی صورت و اندوه دل
فارغ از ترس و فشارو غصه های خام باش
سر به زانو تا بکی خواهی نشستن نازنین ؟
قامت خود راست کن ، سرو خوش پدرام باش
یک نگاهی کن به چشمانی که می جوید تورا
برق چشمانش ببین و غرق آن پیغام باش
برق چشمش سر دهد پیغام خوش بختی و عشق
خوش به حالت نازنین ، مجنون این ایام باش
خاطرات خسته را خواهی که از سر واکنی
دل به دریا زن بیا نوزاد این هنگام باش
ور که از یاران بی دل ، بی دل و رنجیده ای
در کنار آصف اما ،خوشدل و خوش نام باش
........................................................................................
1391/8/11 - زاهدان
+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 13:59 توسط رسول بهجتی
|